سایز متن   /

بسم الله الرحمن الرحیم

حاج آقای پناهیان / شنبه ۱۲/۲/ ۱۳۹۴ (۱۳ رجب) ساعت ۱۱:۴۵ / مسجد دانشگاه تهران

ساختار دین به گونه ای است که تنها با تفکر و اندیشه میتوان عمق مفاهیم آن را درک کرد. در اعتکاف با عبور از لایه های سطحی دین میتوان به عمق آن رسید و دریافت های عمیق تری از دین پیدا کرد و درصورتی که کسی دریافتهای عمیقی از دین پیدا کرد اعتکافش ثمر داشته است.

حُسن اعتکاف بیش از یاد گرفتن حرف تازه این است که علاوه بر دانستن حرفهای تازه به معنای عمیقی از حرف های قبلی دست یافت؛ به عمق آیات و نشانه های الهی دست یافت.

هیچ کس بدون تاثیرپذیری از گرایش های خودش اندیشه نمی کند پس اگر علاقه بد در وجود کسی باشد این علاقه در تفکر و اندیشه او نتیجه خواهد داشت. علاقه های بد نمیگذارند به مقاصد آیه هایی که میبینیم پی ببریم ؛ نبینیم و یا کج ببینیم! آیات الهی بسیار روشن هستند و بستگی دارد اشتیاق ما برای رسیدن به حقیقت چقدر باشد تا به قلب حقیقت پی ببریم. آیه ها هستند که باید به آنها اندیشید،آنها را دید و به آنها عمیقا فکر نمود.

دو آیه برای تفکر در اعتکاف پیشنهاد میشود:

۱-آیت الله الکبری: حضرت علی (ع) : « انا آیت الله الکبری»

چرا باید علی (ع) در خانه ی کعبه به دنیا بیاید؟ خدای متعال کم معجزه نشان میدهد ولی اینگونه معجزه عجیب و غریب است. بیاندیشیم! نقش امیرمومنان در زندگی ما چیست؟ / علی ابن ابیطالب کجای جایگاه قبله گاه دین ماست؟ در نماز ما نقش ایشان چیست؟ در طواف کعبه چطور؟

۲-سوره محمد

بجای یک ختم قرآن سعی شود در طی اعتکاف سوره محمد را چندین بار بخوانید، البته حتما با تامل!!! لازم نیست حتی سوره را ختم کنید؛اگر حتی در یک قسمت و یا یک آیه آن هم بادقت تامل کنید کافی است.

چرا این سوره؟؟؟؟

حضرت علی:هرکس میخواهد فرق بین ما و دشمنان ما را بداند سوره محمد را بخواند.

بعد از اعتکاف شما باید از لایه های سطحی دین عبور کرده باشید.

دلتان را حتی از حاجت هایتان خالی کنید.دلتان را رها کنید،چیزی را به دلتان تحمیل نکنید؛تنها حقایق را از دلتان بخواهید!!! از ته دل بخواهید خدا حقایق را نشان بدهد به شما. حضرت امام تنها بخشی از حقایقی را که دریافت کرده بود به ما گفت! بخش عظیمی را نتوانست به زبان ما برایمان بگوید!

خدا با آیه ها با ما حرف میزند، البته برای کسانی که اهل تفکر اند.

دین ؛ ایمان ؛ متقی بودن ؛ خوب بودن ؛ یار حضرت بودن و … چیزی جز واقع بین بودن نیست.

واقعیت ها باید شما را محاصره کنند.

واقع بین کسی است که از حالا بداند عمرش کوتاه است و سرانجام به پایان خواهد رسید.

تقوا یعنی چی؟؟ نگاه حرام نکنید! فایده ی آن چیست؟

دین چیز سخت و عارفانه و دست نیافتنی نیست! دین یک رفتار حداقلی است که ما میتوانیم انجام دهیم بخاطر همین اولیای خدا مغرور نمی شوند. گنهکار یعنی جاهل! نادان! کسی که واقع بین نیست.

شهدا واقع بین بودند. عمر دست خداست اگر قرار است در جوانی از دنیا برویم چه بهتر که به شهادت برسیم و اگر قرار نیست در جوانی از دنیا برویم پس هیچ گلوله ای در میدان جنگ کارساز نخواهد شد، اینگونه شجاعت بوجود می آید.

واقع بینی قله­ی دست نیافتنی نیست! حداقلی است و  نرسیدن به این قله ها حماقت است.

در زمانی فقر واقع بینی به حدی بود که باید جوانان را  تشویق به اعتکاف کرد ولی حالا جوانان تا حدی به واقع بینی ساده ای دست یافته اند که خودشان به اعتکاف و نماز اول وقت و … رو آورده اند.کسی که اعتکاف می آید و نماز اول وقت میخواند میخواهد حماقت نکند، به نور نیاز دارد پس به دنبال آن می رود.

خدای متعال در حدیث قدسی:ای پیامبر همچون کودک نباش که با اندکی جذابیت، اسیر آن میشود!

عالی ترین مراتب عرفانی چیزی جز واقع بینی نیست.

انقلابی بودن چیزی جز واقع بینی است؟؟؟

واژگانی جدیدا در ادبیات ما بوجود آمده اند که شاید گول زننده باشند:انقلابی بودن ،عارف بودن و متدین بودن >>>> اینها چیزی جز واقع بین بودن نیست و لاغیر… عارفی که اشک میریزد فقط احمق نیست، نیازش را درک کرده است.آیا کسی که نیازش به غذا را درک کرده شاهکار کرده است؟ اگر اینطور به عبادت نگاه نکنید گرفتار عُجب میشوید.

در اعتکاف باید عمیق شد،عمیق که شدی میبنی به چه چیزهایی میرسی!

آیا با این زندگی حداقلی میتوان به سعادت رسید؟ خیر! خداوند در قرآن میفرماید هرکس از دوزخ نجات پیدا کند به لطف من نجات پیدا کرده است. از پیامبر سوال شد آیا این آیه درمورد شما هم هست؟ فرمودند: بله حتی من. پس رسیدن به سعادت با لطف خدای متعال امکان پذیر است ولا غیر.

واقعیات پیچیده اند برای دستیابی به انها باید تفکر کرد.

خدای متعال دشمنانی برای ما ایجاد میکند تا ما با جهاد آنها را از بین ببریم؛جهاد واقع بینانه

واقع بینی ایجاب میکند در برابر دشمن جهاد کنیم.

آیا با این تعریف، دین خیلی غیراحساسی و سخت و سرد نمیشود؟! دین خیلی از لطافت و عشق خالی نمیشود؟!

در جواب به این آیه اشاره میکنیم: «إن أحسَنتُم أحسَنتُم لِأنفُسِکُم و إن أسَاتُم فَلَها» یعنی نگاه قرآن همین نگاه حداقلی است. باید مدتی واقع بینانه – هرچند سرد – بندگی کنیم و واقع بینانه ریشه گناه را بسوزانیم. اگر واقع بین باشیم و  درمقابل این احساساتِ لحظه ای بایستیم میتوانیم به حداقل دین برسیم. با احساسات غیر اصیل میتوان مدت کوتاهی خوب بود اما این خوبی پایدار نیست پس باید با اینکار ابتدا هرزگی های دل را زدود ؛ بعد از این دل کم کم دلتنگ عاشقی میشود. تازه شروع میشود….

اگر اینطور نشدید به درگاه خدا که میروید دنبال دنیا میروید؛ دنبال خود خدا نمیروید. تا لحظه ای که حب الدنیا داشته باشیم ؛ حب الله نداریم.

این دنیا کمتر از آن است که دل شما را ببرد.

واقع بینانه ببین روزی دست خداست؛ تقدیر دست خداست ؛ بالاترین مرتبه عرفان، شجاعت است به آن دست پیدا کن. بعد که اینکار را کردی خدا از تو خوشش میاید. به میزانی که خدا از تو خوشش میاد و دوست دارد صدایت را بشنود، تو هم دوست داری با او راز و نیاز کنی. اگر اینطور شد رابطه ای خاص و عاشقانه بین تو و خدا به وجود می آید.

سوال: تا حالا گنهکار بودیم و واقع بین نبودیم؟ چکار کنیم؟

پاسخ: توبه!!! توبه جبران آن لحظه هایی است که واقع بینانه عمل نکردیم. اگر خدا آن لحظه ها را جبران کرد حب بوجود می آید.

خدای متعال بخشی از معامله های خود را با وعده و قول شروع میکند؛ در ابتدای دعای ندبه میخوانیم که

خدا از اولیائش پیمان گرفت که دل به دنیا نبندند و آنها هم قبول کردند( فَشَرَطوا لَک وَ عَلِمتَ مِنهُمُ الوَفاءَ) به محض اینکه وفای بعهد آنها را دید قبل از اینکه به این دنیا بیایند انها را قبول کرد (فَقَبِلتَهُم وَ قَرَّبتَهُم) خدا دید علی علیه­السلام قبول کرد که گرفتار غرور نمیشود، محل ولادتش را کعبه قرار داد.

اگر از ته دل بگویی خدایا واقع بین میشوم و منطقی زندگی میکنم و خدا ببیند راست میگویی، محبت خدا شروع میشود. قولش را بدهی و راست بگویی خدا محبتش شروع میشود؛ حتی بدون ناله و گریه؛ فقط از ته دل. خدا هنگام مناجات میبیند هنوز جدی نشدی ؛ شروع نمیکند! باید از ته دل باشد.

نباید مغرور به دنیا و نعمات ان شویم. آینده شما در اختیار خودتان است؛ راست بگویی خدا قبول میکند! خدا با بنده اش نا مهربان نیست. از اعماق وجودت بگو؛ میبینی زندگی ات دگرگون میشود. خدا واقع بین است.

بچه های اعتکاف شما ۳ روز میهمان خدایید!!

رفقا گرفتار غرور نشوید. از ته دل معتقد باشید این کاری که کرده­اید حداقل کاری بوده که برای خدا انجام داده اید. محکم قول بدهید؛ به خدا محکم قول بدهید!!!

خدا میداند بنده اش ضعیف است؛ از شما نمیپرسد چرا گناه کردی ؟ فقط از تو میپرسد چرا زودتر خودت را در پناه من قرار ندادی؟  این صدای خدا را بشنویم.

والسلام علیکم و رحمت الله

دیدگاهها

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی